|
بحث آزاد در مورد راهکار مسایل ایران لطفا شما هم راهکار بدهید !
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
این سوالی است که حداقل باید یک وبلاگ جداگانه برای کنکاش این مساله نوشته شود. شاید هم باید موضوع یکی از بزرگترین مسابقات وبلاگ نویسی باشد تا شاید از بین خیل افکار چند راهکار بدردبخور دربیاد. خدا رو چی دیدی شاید یکی از وبلاگ نویسان راهکارش به درد مسوولان خورد و یک نفر تو این مملکت از بیکاری در اومد. در هر صورت من به صورت تیتر وار چند راهکار پیشنهاد میدم شما هم افتخار بدبد و راهکار خودتون رو پیشنهاد بدید. 1 تحول اساسی در نظام آموزشی در تمامی مقاطع تحصیلی 2 کمتر شدن هر چه بیشتر فاصله بین نیازهای صنعت وبازار با منابع درسی 3 رنگ باختن هر چه بیشتر ارزش مدرک رسمی بین احاد مردم و ارگانهای دولتی 4 رفتن هر چه بیشتر به سمت تخصص گرایی 5 نیاز شناسی و ایجاد رشته های جدید آموزشی به صورت دولتی وآزاد 6 مبارزه با فساد در ارگانهای دولتی در جهت استخدام افراد زبده تر و لایقتر 7 تحقیقات بازار شناسی و امکانات خط تولید محصول مورد نیاز مردم توسط ارگانی خاص 8 تحقیقات بر روی محصولات وارداتی که مصرف انبوهی در داخل کشور دارد 9 تحقیقات گسترده بر روی خط تولید محصولاتی که توسط کارگاههای کوچک قابلیت تولید دارند و هم اکنون نیازمند اطلاعات خاص وحمایتهای خاص دولتی هستند. 10 تشکیل یک دایرکتوری از مشاغل و خدمات صنعتی کوچک 11 ساختن برنامه های تلویزیونی وسینمایی در جهت تشویق و زنده کردن موج کارآفرینی 12 بازار شناسی و بازاریابی بر روی محصولاتی که کشورهای همسایه ایران به آن نیازمند است 13 آموزش دادن واحدهای تولیدی کشور در جهت ارتقای کیفی وکمی محصولات خود توسط ارگانهای دولتی ودادن اطلاعات بازایابی کشورها به این واحدها وکمک های مالی در جهت توسعه این خط های تولید 14 حرکت کردن در جهت اینکه موانع تولید مقرون به صرفه محصولاتی همچون اسباب بازی و عطر وادکلن و ذکوریجات و پلاستیک جات و گوشی همراه و ساعت و ریز تراشه های الکترونیکی و.... برداشته شود. 15 شناسایی واحدهای تولیدی برتری که توانستند بدون دخالت دولت مانع واردات محصولی شوند وخود تبدیل به صادر کننده شدند وکمک وتشویق هر چه بیشتر این واحدها در جهت توسعه هر چه بیشتر 16 تسهیل شرایط اخذ وام برای واحدهای تولیدی فعالی که قصد توسعه خط تولید دارند 17 تحقیقات گسترده بر روی تولید ماشین الات صنعنی مورد نیاز در صنایع کوچک که هم اکنون نیازمند واردات انها است. 18 دادن سوبسید و برداشتن کامل تعرفه و عوارض گمرکی برای ماشین آلات و مواد اولیه ای که در داخل کشور تولید نمی شوند ونیاز مبرمی برای راه اندازی خط تولید صنایع کوچک دارند. 19 شناسایی استعدادعای بالقوه منطقه ای برای تولید محصولی خاص و تحقیقات گسترده برای بردن فناوری در خط تولید این محصولات وبازاریابی این محصولات 20 مبارزه جدی با دامپینگ محصولات خارجی 21 شما بگویید.............؟ 70000000 اگر هر ایرانی یک راهکار بدهد 70 میلیون راهکار خواهیم داشت؟
[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 1:57 ] [ رجب بزرگواری ]
آقاي وزيرکارنابلدها جدا، کارگران بيکار شده را چه کنيم؟ خراسان - مورخ سهشنبه 1390/07/19 شماره انتشار 17954 ![]() جوانان بيکار، تحصيل کردههاي بيکار، کارگران بيکار، نوسان نرخ تورم و فشار اقتصادي، واژه هاي آشنايي براي جامعه امروز است. واژه هايي که با وجود وعدههاي ايجاد 5 /2ميليون شغل و کنترل نرخ تورم، همچنان به قوت خود باقي هستند . به نظر ميرسد واژه بيکار، در فرهنگ لغت ايراني به واژهاي پر کاربرد تبديل شده است .هنوز اظهارات وزير کار وقت دولت دهم در ز مستان 89، درباره اين که جوانان ايراني حال کار کردن ندارند و همچنين درگيري بهار سال گذشته با مرکز آمار برسر نرخ بيکاري از ياد نرفته است که شيخ الاسلامي با وجود اعتراضات گسترده به اين اظهار نظر، دوباره اين سخنان را تکرار کرد. وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي با اعلام اين که برخي بيکار نيستند اما حال کار کردن ندارند، گفت: نرخ بيکاري افراد ليسانس 20 درصد و نرخ بيکاري ديپلم و زير ديپلم 2 درصد است. عبدالرضا شيخالاسلامي افزود: «ما در کشورمان افراد زيادي داريم که معتقدند بيکارند ولي وقتي به آن ها ميگوييم فلان کار را انجام دهند ميگويند نميدانيم لذا بايد بين بيکار و کارنابلد فرق بگذاريم. واقعيت اين است که برخي بيکار نيستند بلکه حال کار کردن و توانايي انجام کار ندارند.» به نظر مي رسد براساس اين سخنان آقاي وزير، اگر افراد تحصيلات بالا داشته باشند، بيش تر بيکار مي مانند و بنابراين وعده و وعيد ها به جوانان، براي تحصيلات بالاتر، زندگي بهتر! تماما بي معني است. از سوي ديگر اين سوال مطرح مي شود اگر جوانان تحصيل کرده، توانايي انجام کار ندارند، آيا مقصر جز نظام آموزشي است؟ آيا اين وزارت علوم نيست که وظيفه دارد از جوانان تحصيل کرده نيروهاي متخصص و کاربلد بسازد؟ چگونه است، جواني که در يک رشته 4 سال يا بيشتر تحصيل کرده است، توانايي کار در رشته تحصيلي اش را ندارد؟ سوال ديگر اين است وقتي براي تخصص جوان ها در سطح جامعه کاري موجود نيست و جواني که به عنوان مثال در رشته مکانيک تحصيل کرده است موقعيت شغلي متناسب با رشته خود ندارد، آيا آقاي وزير توقع دارد که مثلا اين جوان به عنوان منشي يا راننده تاکسي مشغول کار شود که مي گويند کار هست ولي بعضي حال کار کردن ندارند؟ آيا تعطيلي مدام کارخانه هاي توليدي و بنگاه هاي کوچک و نبود موقعيت شغلي متناسب با تحصيلات در جامعه، دليل بيکاري است يا حال نداشتن افراد؟! تکليف کارگراني که در اين مدت به خاطر مشکلات مالي کارخانه ها بيکار شده يا بي حقوق مانده اند در اين ميان چيست؟ آيا آن ها هم با وجود داشتن خانواده حال کار کردن ندارند يا شايد هم حال حقوق گرفتن ندارند؟ در اين ميان، اختلاف آمار نرخ بيکاري توسط نهاد هاي مسئول نيز در اين زمينه مشکل ساز شده است. داريوش قنبري، نماينده ايلام در مجلس شوراي اسلامي، گفت: پس از تعطيلات مجلس سوالاتي در خصوص آمار واقعي نرخ بيکاري و پس رفت در زمينه ايجاد شغل از وزير خواهيم پرسيد. اگر قانع نشويم چون تعداد موافقان استيضاح به ۱۰ نفر ميرسد، طرح استيضاح وزير کار، رفاه و تعاون را به هيئت رييسه ميدهيم. اين نماينده مجلس گفت: آماري که در خصوص نرخ بيکاري اعلام شده است، با آن چه از سوي بانک مرکزي نيز اعلام ميشود مغاير است، وقتي هم دليل اين مغايرت را ميپرسيم ميگويند تعاريف فرق ميکند. وي با تاکيد بر اين که آماري که اعلام ميشود سياسي است، ادامه داد: اکنون نرخ واقعي بيکاري به۳۰ درصد ميرسد، در آماري که محاسبه ميشود سربازان جزو جمعيت شاغل و دانشجويان نيز جزو جمعيت فعال محاسبه نميشوند. از اين رو وقتي آماري ارائه ميشود چون تعبير متفاوت وجود دارد آمار صحيحي نيز به دست نميآيد. عضو کميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي با تاکيد بر اين که مسئولان حاضر نيستند نرخ رشد واقعي بيکاري را بگويند، اظهار داشت: مرکز آمار نرخ بيکاري را در تابستان پارسال ۱۴ و نيم درصد اعلام کرده بود اما امسال آقاي شيخ الاسلامي ميگويد تابستان پارسال نرخ بيکاري ۶ و نيم دهم درصد بوده است، اين آمار از کجا ميآيد؟ قنبري با اشاره به اين که به همين دلايل مصمم هستيم وزير را استيضاح کنيم، گفت: اسامي اين شاغلان بايد در فهرستهاي بيمه باشد و اکنون ما مشغول پيگيريهايي در اين زمينه هستيم؛ بنا داريم پس از سوال از وزير، در صحن علني مجلس وي را استيضاح کنيم، شايد به اين بهانه بتوانيم آمار صحيح را کسب کنيم. اين نماينده همچنين خاطرنشان کرد: تعداد موافقان استيضاح شيخ الاسلامي وزير کار، رفاه و تعاون به بيش از ۱۰ نفر رسيده است. به اين دليل هنوز طرح استيضاح را مطرح نکردهايم که منتظر آمار مرکز آمار تا پايان شهريور در خصوص نرخ بيکاري هستيم. در هر حال، از شواهد و قرائن برمي آيد،حتي با وجود اين که در سال 85، مفهوم بيکاري تغيير کرد و بسياري از زنان خانه دار، نسل هاي حاشيه اي جوانان در شهرهاي بزرگ، دانشجويان تمام وقت، کار آموزان جوان که هيچ حقوقي دريافت نمي کنند و بسياري ديگر از افراد، به طور رسمي به عنوان افراد بيکار به حساب نمي آيند و در آمار اعلام شده ،هيچ گونه توجهي به آمار و اطلاعات در مورد جريان اقتصاد غير رسمي، فرعي يا افرادي که در بازار سياه به اشتغال ناقص مشغول هستند، نشده است و فقط به ارائه آمار اقتصاد رسمي کشور توجه شده است، نرخ بيکاري همچنان در کشور افزايش چشمگيري داشته است. حتي آمار ضد و نقيض دولت درباره ريشه کن کردن بيکاري و ايجاد يک ميليون شغل در طول فعاليت دولت دهم و همچنين اظهارات مداوم وزير کار درباره حال نداشتن جوانان! نيز چيزي را عوض نکرده است. جوانان و به خصوص قشر تحصيل کرده، همچنان زير فشارهاي ناشي از بيکاري و فقر ،دست و پا مي زنند. [ سه شنبه 19 مهر1390 ] [ 14:31 ] [ رجب بزرگواری ]
پس از سالها تصمیم گرفتم ترانه هایم را در وبلاگ آزاد راه دات بلاگفا منتشر کنم.از همه شما دعوت میکنم از وبلاگ ترانه های من دیدن فرمایید.
[ دوشنبه 7 شهریور1390 ] [ 18:2 ] [ رجب بزرگواری ]
روزی که خواستم انتخاب رشته کنم دو تا انتخاب داشتم ریاضی فیزیک وتجربی آخه تو دبیرستان نمونه قبول شده بودم و همین دو تا رشته رو داشت همه میگفتن حیفه از این دبیرستان بری میخوای مهندس شی برو ریاضی میخوای دکتر شی برو تجربی.حتی تو دبیرستان نمونه همه یادم نمیاد مشاورین رشته ها رو برای بچه ها بازکنند منم رفتم ریاضی خوندم دیپلمشم با معدل بالا گرفتم ولی بعد از سالها فهمیدم که علاقه واستعدادم درشاخه انسانی بوده.و دوباره شروع کردم والان خیلی خوشحالم که مهندس نشدم.خوب این خلاصش بود نمیخوام زندگی ناممو بگم هدف دیگه ای از نوشتن این پست دارم. چند روز پیش رفتم برای داداشم مشاوره تحصیلی برای انتخاب رشته دبیرستان .با خودم گفتم خوب تا حالا حتما وضع فرق کرده خیلی میتونن کمک کنن.خلاصه بعد سه روز تماس تلفنی ورزرو وقت قبلی داداشمو بردیم مشاوره.مشاور محترم یه نگاه به کارنامه داداشم انداخت گفت خوب آقا مصطفی{اسم داداشمه}نمره هات که خیلی خوبه تو میتونی هر رشته ای که بخوای انتخاب کنی به کدوم رشته علاقه داری کدوم دبیرستان میخوای بری.داداشم که هاج وواج مونده بود و دنبال یک جواب می گشت گفت اومدیم شما مارو راهنمایی کنید.رشته هارو برامون باز کنید.من اصلا نمیدونم علاقم چیه شما به من کمک کنین استعدادمو پیدا کنم.منم پریدم وسط حرف داداشم گفتم خانم مشاور من 6 سال طول کشید تا بفهمم استعداد وعلاقم در چیه؟ اگه در انتخاب مردد نبودیم که وقت شما رونمیگرفتیم.خلاصه هی من گفتم و مشاور گفت.از آخرشم گفت این یک لیسته از رشته ها ودبیرستان ها وهنرستان های مشهد.هرکدومو خواستی انتخاب کن.گفتم یه دونه از این لیستها بدین بریم خونه فکر کنیم بعد انتخاب کنیم گفت نداریم.با خواهش ازش اجازه گرفتم ببرم سر کوچه ازش فتوکپی بگیرم. و ذوباره برگردونمش! باخودم گفتم برم یک دفتر مشاوره بزنم از این خانم تحصیل کرده مشاور ارشد ناحیه فلان مشهد بهتر سرم میشه.6000 تومن برای گرفتن یک لیست از دبیرستانها که تحصیلات وتحقیقات نمیخواد. {گفتم بیخیال }این پولها خوردن نداره.واسه هیچی از ملت پول بگیرم.!! به خدا حاضر بودم 100 هزار بدم اما 2 ساعت این مشاور با داداشم صحبت میکرد.رشته ها رو براش باز می کرد .یک تست استعداد وروانشناسی می گرفت شاید داداشم بهتر میتونست راهشو پیدا کنه اما دریغ از تحقیقات لازمه مشاورین تحصیلی. دریغ از رشته های کاربردی حال حاضر صنعت وخدمات کشور.دریغ از برنامه ریزی مسوولین برای سرنوشت بچه های این مرز وبوم.دریغ از یک سایت مشاوره.دریغ از یک ساعت مشاوره.دریغ از یک ساعت تحقیقات میدانی مشاورین. برای رفع تکلیف کار کردن از جیب بیت المال چیزی بهتر از این در نمیاد. به نظر من این مشکل از بزرگترین ریشه های مشکلات حال حاضر کشورمان است. 1 رشته های آموزشی در سطح دبیرستان و حتی دانشگاه با تقاضای بازار کار هم خوانی ندارد 2 دانش آموزان و حتی دانشجویان هنوز نمیدانند که چه بخوانند و برای چه درس میخوانند. چون نتوانستند استعداد خود را کشف کنند ودر مسیر استعداد خود برای زندگی خود هدف داشته باشند 3 مسوولین نه تنهانیازسنجی دقیقی از رشته ها ندارندبلکه اطلاع رسانی و محتوا سنجی آنها از رشته های موجود نیز بسیارناقص است. 4 محتوای درسی رشته ها با نیازهای واقعی همان رشته در بازار کار کاملا منطبق نیست.دانش آموزان و دانشجویان یک کار بلد متخصص از هنرستانها ودانشگاهها بیرون نمی آیند. 5 و....شما بگویید [ سه شنبه 1 شهریور1390 ] [ 3:29 ] [ رجب بزرگواری ]
خانم شکیباخانی مدیریت محترم وبلاگ هواداران اخراجیها نوشت: شما این طرحی که گفتید رو قبول دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این طرحی که شما گفتید درسته شدنی هست.ولی به نظر من اینکه ما بیایم ابتدا مبلغی رو بگذاریم و حالا بعد از دوبرابر شد ان تو یکسال و همین طور به بالا تا 30 سال یا اصلا کمتر از سی سال.وهمون طوره هم که گفتید نباید به این پول دست زد اما این مبلغی که بعداز سی سال به ما تعلق میگیره تا سی سال اینده پولی نیست یعنی اون زمان ارزشی نداره این مبلغ.مثل این میمونه که پدران و مادران ما یه خاطره ای از قدیم ها تعریف میکنن و میگن مثلا 100 هزار تومان پول داشتیم.بله اون زمان 100هزار تومان کلی پول بوده ولی الان چی؟؟؟100 هزار تومان دیگه پولی به حساب نمیاد. اینم الان همین طور هست.این مبلغ برای امروزه ما گفتنش سخت هست وپیش خودمون میگیم عجب پول زیادی اما 30 سال دیگه این مبلغ حکایت همون 100 هزار تومان میشه. نمونه این طرح رو بانک پارسیان هم انجام میده البته نه شبیه این ولی تو طرح این هست همین که بعد از ده سال یا پنج سال پول شما دوبرابر میشه برای مثال اگر ما پنج میلیون تومان بگذاریم ده سال بعد یا پنج سال پول ما شده ده میلیون در صورتی که دیگه ده سال بعد ده میلیون پولی نیست.وارزشی نداره دیگه. یعنی به اون پول چیزی نمیدن. شما فکر کن خانواده ای میاد یه مبلغی برای مثال ده میلیون تومان میگذاره به امید اینکه ژنج سال بعد یا ده سال بعد که دخترش بزرگ شد و خواست ازدواج کنه 20 میلیون پول داشته باشه برای جهیزیه.یا اصلا برای عروسی. درصورتی که دیگه ده سال بعد زمان ازدواج دختر با 20 میلیون نمیشه یه جهیزیه خوب داد الان با 20 میلیون چرا میشه ولی ده سال بعد نمیشه.ده سال بعد دیگه ژول سالن های عروسی 20 میلیون نمیشه بالای 50 میلیون باید بده که البته الان بالای 50 میلیون هست چه برسه به ده سال بعد با گذشت زمان پول هم داره ارزش خودش رو روز به روز از دست میده. این طرح با دید امروز ما شدنی هست ولی باید فکر 30 سال بعد هم کنیم که این پول دیگه با دید سی سال دیگه پولی نیست. این نظر من بود. باسلام وتشکر درپاسخ به کامنت شما دوست عزیز: 1 اول اینکه اولین هدف ما از اجرای این طرح اجباری کردن ذهنیت مصرفی خودمان به سمت پس انداز کردن است.من عقیده دارم چه شما این طرح را اجرا کنید و چه اجرا نکنید در هر صورت در رفاه حال روزگار شما تاثیری ندارد. عقیده دارم زمانی که خود را ملزم به پس انداز کنید راهی نو و درآمدی اضافی از طریقی دیگر نصیبتان می شود که در حال حاضر به آن فکر نمیکنید اما با دستوری شدن فکرتان در مسیر کسب درآمد بیشتر قدم بر می دارید.پس هدف اولیه پس انداز است دو دو تا چهار تاکردن هدف ثانویه است. 2 سوال من از شما این است شما با یک میلیون تومان چه کاری میتوانیددر طول یک سال انجام دهید با 10 میلیون تومان چه طور؟ هر چیزی بگویید که غیر از سرمایه گذاری وپس انداز باشد قطعا یک چیز مصرفی است که در طول زمان ارزشش به صفر خواهد رسید حال می خواهد هر چه باشد 3 کاهش ارزش پول زمانی که نرخ سودتان بیشتر از نرخ تورم باشد خنثی می شود من بازار بورس را به دلیل میانگین بازدهی بالای 50 درصد پیشنهاد دادم تا تاثیر نرخ تورم بر کاهش ارزش پول را از بین ببرد.اگر شما دید بلند مدت به این بازار داشته باشید از آنجایی که با افزایش نرخ تورم قیمت های مواد اولیه وکالاها بالاتر می روندلذا ارزش پولی سهام شرکتها نیز بالا می روند.و تاثیر کاهش ارزش پول ملی را از بین می برند در واقع شما روی پول ملی که با خطر کاهش ارزش پولی مواجه است سرمایه گذاری نمی کنید.شما به عنوان یک سهامدار روی سهام شرکتها سرمایه گذاری می کنید.درواقع جزو مالکین شرکت محسوب می شوید.یادتان نرود قرار نیست شما ارزش پولتان زیاد شود قرار است ارزش سرمایه گذاریتان بیشتر شود. 4 شما این طرح را با طرح واریز ماهیانه 300 هزارتومانی بانک صادرات مقایسه کنید آنهم برای مدت 30 سال پیاپی من به شخصه کسانی را در بانک صادرات دیدم که برای طرح بانک صادرات حساب باز کردند.اگر بحث ارزش پولی بود همه ملت این مطلب را می دانند پس چرا بازهم حاضرند ماهی 300 هزار تومان آنهم به طور مرتب در تمامی 30 سال بدهند؟ 5 هرگز فکر نکنید در 30 سال آینده 1 میلیارد تومان پول کمی است.درسته ارزشش نسبت به الان کمتره اما قابل توجه خواهد بود.لوازم خانگی در 30 سال آینده رشد قیمتی چندانی نخواهد کرد زیرا هزینه تولید در طول این سالها پایین خواهد آمد.مواد غذایی هم به شکل صنعتی تولید خواهد شد وبازهم نسبت به نرخ ارزش پول الان قیمت کمتری خواهد داشت.اما قیمت مسکن وطلا وارزش شرکتها در 30 سال آینده قابل پیش بینی نیست به احتمال خیلی قوی رشد قیمتی آنها بیشتر از نرخ تورم خواهد بود.با سالی 1 میلیون که نمیتوان در بازار مسکن سرمایه گذاشت.بازار طلا هم رشدش بیشتر از بورس نبوده اگر درآینده باشه نمیدونم.میمونه بازار سهام شرکتها که در چشم انداز بلند مدت وسرمایه گذاری در صندوق های سرمایه گذاری مشترک بازدهی خیلی عالی در طول این 2 سال دادند البته اگر بازار بعد از عید امسال را فاکتور بگیریم . در هر صورت اصل سرمایه گذاری وپس انداز مطرح است منبع سرمایه گذاری می تواند بسته به اطلاعات افراد فرق کند. در هر حال اگر دوستان منابع بهتری را سراغ دارند به ما معرفی کنند. 6 بازم میگم اصل هدف ما از ارائه این طرح پس انداز وسرمایه گذاریه .راه دیگر اینکه برای جلوگیری از پایین اومدن ارزش پول ما میتونیم روی بازار طلا سرمایه گذاری کنیم . که خیلی توصیه نمیکنم.چون در حال حاضر بازار طلا در اوج هیجان خرید است وقیمت ها خیلی رشد کرده اندوبا رشد بازارهای سرمایه جهانی روند نزولی به خودخواهد گرفت. 7 در مورد مثال شما همان 10 میلیون که پدر خانواده ای برای مثلا جهیزیه کنار گذاشته را اگر در این طرح وارد کند بیش از 6 برابر در سال دهم برداشت می کند اگر به جدول نگاه کنید بعد از سال دهم که ما مبلغی را اضافه نمیکنیم میتوانیم سود سرمایه گذاریمان را در سال 20 ببینیم . چیزی بیشتر از 6 برابر سرمایه مان در سال دهم را می توانیم در سال بیستم برداشت کنیم. [ شنبه 29 مرداد1390 ] [ 17:49 ] [ رجب بزرگواری ]
تعجب نکنید !!این پست را تقدیم میکنم به همه شما که میخواهید دوران بازنشتگی خود رابدون دغدغه مالی سپری کنید.مطالب گرانقدر این پست را بدون پرداخت پول مشاوره سرمایه گذاری از من به عنوان هدیه قبول کنید وبه عزیزان خود نیز هدیه بدهید.راهی که یه شما پیشنهاد میدم یک برنامه کامل مشاوره بازنشتگی است.یک راه کاملا اجرایی و عملی وساده وقانونی بدون اینکه لطمه ای به کار شما وارد آید. میخواهید باور کنید یا نکنید حدود یک ماه قبل از اینکه بانک صادرات طرحی شبیه این را تحت عنوان گنچینه صادرات تبلیغات کند من این طرح را به چند تن از دوستان بازاریم پیشنهاد دادم که اصلا باورشان نمیشد.من با استفاده از یک جدول مثل جدول پایین به انها ثابت کردم که این طرح قابلیت اجرایی دارد. بعد از مطالعه طرح من میتوانیدطرح بانک صادرات را نیز بخوانید تا بفهمید چه قدر میزان سرمایه گذاری شما کمتر وبازدهی شما نسبت به آن طرح بیشتر خواهد بود .قضاوت با خود شماست.اسم بانک صادرات رو آوردم چون میخواستم بگم این راز بزرگ تصاعد سرمایه گذاری است که بانکداران بزرگ برای جذب نقدینگی از آن استفاده می کنند.باورش در نگاه اول سخت اما واقعی است. برای این طرح ما نیاز به مبلغی به عنوان سرمایه گذاری داریم که باید از محل پس انداز شما تامین شود.مبلغ پیشنهادی من پس انداز روزانه حدود2750 تومان یا همان ماهی 82000 تومان وبه عبارتی سالی یک میلیون تومان است.منبع سرمایه گذاری را از میان منابع مختلفی چون بانک و طلا وارز وزمین ومسکن وبورس اوراق بهادار و.....رامیتوان بورس در نظر گرفت آنهم به دلیل بازدهی بالای 50 تا 100 در صد در این چند سال اخیرکه در میان بازارهای مالی دیگر بازدهی بیشتری داشته وریسک کمتری دارد. اما ما خیلی هم خوشبینانه به بازار نگاه نمیکنیم وبازدهی بورس را تنها 20درصد سالیانه در نظر میگیریم.مبلغ پس انداز سالی یک میلیون و بازدهی 20 درصد مبالغی هستند که میدانم اکثر شما آن را عملی میدانید.اما با حتی مبالغ پس انداز کمتر وبازدهی سالیانه کمتر این طرح قابلیت اجرایی دارد فقط چند سالی میلیاردر شدن شما بیشتر طول میکشه واگر مبالغ پس اندازتون بیشتر باشد که چه بهتر.خبر جالبتر اینکه ما برای رسیدن به این ثروت جادویی فقط نیاز به ده سال سرمایه گذاری داریم.یعنی کل سرمایه گذاری شما 10 میلیون تومان در عرض فقط 10 سال می شود. البته با این شرط که در طول این 30 سال به اصل پول وسودتان دست نزنید.فرض کنید پولی را برای بازنشتگی به صورت اجباری می دهید این شما واین طرح تصاعد جادویی سرمایه
[ شنبه 22 مرداد1390 ] [ 19:9 ] [ رجب بزرگواری ]
آقای حسن گلي ناري نوشت hassangolinari@yahoo.com
سلام ، اولا قرار نشد كه وبلاگ خاوري هاي خراسان رو تعطيل كني با سلام به دوست عزیز باور کن قصد تعطیلی وبلاگ خاوریهای خراسان رو ندارم گرفتاری درسی و کاری تمام اوقات فراغتم رو گرفته ثانیا قرار نیست تنها من نویسنده این وبلاگ باشم این وبلاگ به همه شما تعلق دارد و منتظر مطالب شما هستم. درمورد طرح هدف مندی من هم عقیده دارم که بسیاری از زیر ساختها مثل همین کیفیت پایین خودروها هزینه تحمیلی بر دوش مردم است.اما سیاست کلان دولت این است که به تدریج جلو این انحصارات دولتی گرفته شود و مردم به سمت انتخاب آزاد در بازار آزاد پیش بروند.فقط امیدوارم سرعت تغییر روشهای تولید و پایین امدن هزینه های تولید در صنعت با شدت خیلی بیشتری انجام پذیرد. به هر حال اصل این طرح زمینه ساز انقلاب اقتصادی خواهد شد و سرآغاز این انقلاب با ریاضت اقتصادی وفشار است که نیاز به زمان دارد.مطمئن باشید جه خودروسازان داخلی بخواهند چه نخواهند زیر فشار بازار مجبور به ارتقای سطح تولید خواهند شد.من پیش بینی می کنم درآینده تعرفه گمرکی بسیاری از کالاها همچون خودرو پایین بیاید زیرا هدف اصلی پیوستن به بازارهای جهانی است. با تشکر رجب بزرگواری [ جمعه 17 دی1389 ] [ 11:9 ] [ رجب بزرگواری ]
حتما تا به حال آمار وارقامهای رکورد شکن ایرانی هادر مصرف بعضی از چیزها را شنیده اید! درمصرف سوخت و دارو و آب وبرق و گاز ونان و هم اینها.....نمونه هایی است که ما ایرانیها در دنیا بی رقیبیم. البته اینها راهمه ما می دانیم .در اقتصاد این یک قانون است.قانونی که می گوید هرچه قدر فراوانی زیاد باشد قیمت پایین می آید ومصرف بالاتر.
سالیانی است که مسوولین برای برانداختن این رسم غلط وجلوگیری از هدر رفتن منابع ملی به فکر راه چاره افتادند.قرعه به نام آقای احمدی نژاد خورد که استارت این تحول را دراقتصاد ایران بزند.و حرکتی جدی به سوی اقتصادی آزاد وبدون حمایت دولتی و یارانه ای بردارد. تا به حال هر کس مصرف بیشتری داشت به این معنا بود که یارانه بیشتری از بیت المال برای او پرداخت می شود و از آنجایی که رابطه مصرف با درامد یک رابطه مستقیم است به این معناست که تا به امروز عدالت در توزیع یارانه ها صورت نمی گرفته است. وقشر کم درآمد وکم مصرف کمتر از جیب بیت المال می خوردند.اما بحث توزیع یارانه ها در بخش انرژی صنعت نقطه قوتی برای پایین اوردن هزینه های تولید و کمک به تولید کشور بود.که بایدبه بررسی این مسایل پرداخت.با این همه کمکهای دولتی در بخش انرژی صنعت می بینیم که صادرات کشور ما در مقابل کشورهایی که هزینه های انرژی بالاتری دارند خیلی کمتر است.سوبسیدهای دولت در بخش سوختهای نفتی وبرق وگاز نتوانسته هزینه های صنعت را به طور چشم گیری کاهش دهد. مسایل زیادی مورد بحث است که با اجرای آزاد سازی قیمتها و پرداخت مستقیم یارانه ها به مردم به چالش کشیده می شود. این طرح قطعا در بلند مدت به سود ملت خواهد بود ولی اینکه آیا در کوتاه مدت فشاری به قشر ضعیف و صنعت وارد می شود یا خیر مساله ای است که امروزه موضوع بحث اکثر صاحب نظران دولتی ودانشگاهی و حتی مردم شده است. با اجرای این طرح از یک طرف هزینه ای تولید در صنعت بالا می رود و باعث افزایش قیمت کالا می گردد.از طرفی هزینه های انرژی مصرفی خانوار نیز به مراتب بالا می رود.سرپرست خانوار می کوشد تعادلی بین مصرف و درآمد و پولی که مستقیم از دولت می گیرد ایجاد کند.اگر بتواند با دریافت یارانه ها هزینه ها ومصرف را با درآمد به مرز تعادل برساند که مشکلی نیست اما باید دید که آیا این افزایش قیمت ها ودرآمد ها به یک میزان است یا خیر. از طرف دیگربخش صنعت باید سودهای انتظاری خود را پایین بیاوردتا بتواند کالای خود را بفروشد.خانوار نیز مصرف خود راقطعا کاهش خواهد داد واین به معنای افزایش موجودی انبار در بخش صنعت خواهد بود که ممکن است منجر به رکود در بازار شود. مردم پول خود را تا حد امکان خرج نخواهند کرد و صنعت باید سود خود رامدام تعدیل کند.با این رویه پول در دست مردم زیاد می شود و امید سرمایه گذاری کم خواهد شد. در نتیجه تورم پله ای صعود خواهد کرد. البته تا این جای کار فشاری است که بخش خانوار و بنگاههای افتصادی وارد می شود.بعد از یک مرحله ای که فشار وارد شود هم بخش بنگاه وهم بخش خانوار به فکر راه چاره خواهند افتاد واین وقت است که آن اتفاق زیبا رخ خواهد داد. بخش صنعت چون خود را در یک بازار کاملا آزاد می بیندو مجبور است هزینه های تولید خود را پایین بیاورد.به سمت ماشین آلات پیشرفته تر و تکنولوژی برتر وافزایش بهره وری خواهد رفت.در این قسمت اگر دولت با افزایش درامدی که از بخش آزاد سازی کالاهای یارانه ای به دست اورده شرایط وتسهیلات لازم را برای کمکهای مالی و وامهای بلند مدت با کارمزد پایین به بخش صنعت فراهم کند.صنعت گران می توانند با خرید تکنولوژی روز وافزایش بهره وری هزینه ای تولید را پایین بیاورند.این روز است که باید شاهد افزایش صادرات و قدرت گرفتن صنعت وبنگاههای اقتصادی کشور باشیم.البته نکته های بسیاری است که باید هم از طرف دولت وهم از طرف صنعت گران فراهم شود. تا این چشم اندار به واقعیت بپیوندد.نکته هایی که در این خلاصه نمی گنجد. از طرف دیگر بخش خانوار به سمت بالا بردن درآمد خود خواهد رفت.بنگاههای کوچک مثل کارگاههای کوچک با خط تولید سنتی به سمت نایودی خواهند رفت ومجبور می شوند خود را با تکنولوژی وبهره وری بالاتری تجهیز کنند.سرپرست خانوار تلاش خود رابیشتر خواهد کرد و کارها روز به روز به سمت بازار جهانی نزدیک تر خواهند شد.تکاپوی بیشتر به سمت درامد بیشتر باعث شکوفایی خلاقیتهای بیشتری خواهد شد وما شاهد نوآوریهای بیشتری خواهیم بود. اگر سرپرست خانوار از فشار اولیه تورم بعد از ازاد سازی قیمت ها رهایی یابد وارد جریانی خواهد شد که او را به سمت پیشرفت و ترقی بیشتر خواهد برد.باید ببینیم تمهیدات دولت چه اندازه است؟ آیا کارشناسان دولتی مرز تعادل درامد وهزینه ها رادرست پیش بینی کرده اند یا خیر! در هر صورت چه بخواهید چه نخواهید این فشاری است که باید برای اصلاح قیمتها و اصلاح مصرف های بی رویه وحرکت به سمت بازار جهانی وافزایش صادرات وکاهش واردات وقاچاق کالا و در نتیجه افزایش رفاه جامعه در بلند مدت وارد شود.پس کمر بندها رامحکم ببندیم و آستین هارا تا شانه بالا بزنیم چون باید بهتر کار کنیم بهتر پول درآوریم و بهتر خرج کنیم . [ سه شنبه 8 تیر1389 ] [ 20:19 ] [ رجب بزرگواری ]
شهردار مشهد بداند ما خودرو پرنده نداریم حدود 15 سال پیش بود که طرح احداث کمربندی به اصطلاح صدمتری دور شهر مشهد را کشیدند و به ما گفتند شما حاشیه نشینین هستید و خارج از محدوده شهری شمرده شدیم وافتادیم آنطرف دیوار شهر. تنها راه ورود وخروج ما به مرکز شهر دوربرگردانهایی بودند که از آنها استفاده می کردیم.حدود 5 سال پیش طرح جدیدتری کلنگ خورد تا این رودخانه شناور صدمتری را توسعه دهد وآنرا تبدیل به بزرگراه کند.درهمان زمان یکی از همین دور برگردانها که محل وارد شدن به محله بزرگمان از آن طرف مرز شهر بود را تخریب کردند واین باعث دور شدن مبدا ورودی به محله وبسیاری از عزیزانی بود که قصد دور زدن در مسیر صدمتری را داشتند.در جایی که مسوولین می گویند مصرف بنزین ما بالاست وباید به فکر اصلاح الگوی مصرف بنزین باشیم .شما بیایید با حساب سرانگشتی حساب کنید که تنها با همین اقدام غیر اصولی مهندسین راه سازی شهرداری مشهد چند میلیون لیتر در طول این 5 سال از جیب بیت المال مصرف شده وجند هزار ساعت از وقت ما را هدر داده است.
[ دوشنبه 13 مهر1388 ] [ 14:35 ] [ رجب بزرگواری ]
هر یک از شما دوستان خاطراتی از دوران تحصیل خود دارید که برایتان فراموش نشدنی است. د راینجا می خواهم خاطره ای را برای شما تعریف کنم که آن را بهترین درس دوران تحصیلم می دانم.
کلاس اول راهنمایی بودم.آقای شهرکی معلم ریاضیمان بودکه حرفهای شیرین خارج از درس او تا همین الان هم در ذهن من باقیست.با این معلم خاطرات بسیاری دارم اما مهمترین آن برای من روزی بود که مرا پای تخته آورد وگفت:رجب هدف تو از درس خواندن چیه؟ چرا درس می خونی؟ من جا خوردم تا اون روز هیچ کس این سوالو از من نپرسیده بود.درس می خوندم وبیست قطار می کردم وهر سال شاگرد اول می شدم اما تا به حال به اندازه عمق همان چند لحظه به هدفم از درس خواندن فکر نکرده بودم. تبدیل شده بودم به یک آدم کوکی که سر ساعت از خواب پا میشه.میاد مدرسه ودرساشو خوب می خونه و بعد میره خونه و میخوابه وفردا همون آش و همون کاسه. در جواب آقای شهرکی جند لحظه ای مکث کردم وگفتم:خوب درس می خونم که آینده خوبی داشته باشم وبتونم یک کاره ای بشم وبرای خودم وخانواده ام افتخار باشم واز این حرفهای کلیشه ای. در دلم از جوابم راضی نبودم فقط می خواستم یک چیزی گفته باشم.نگاه همه بچه هابه من بود خوب منم باید یک چیزی می گفتم. آقای شهرکی نگاه فیلسوفانه عاقل اندر سفیهی به من انداخت وگفت این که دلیل نمیشه.میتونی بری تو بازار و یک کار وکاسبی یاد بگیری و وضعت بهتر از اکثر درس خونده ها بشه. هم افتخار خودت میشی وهم مایه سربلندی خانوادت. دلیل دیگرت چیه؟ دلیل اصلی؟ هر چیزی در این دنیا علت دارد. علت اصلیت از درس خوندن چیه؟ من مونده بودم چی بگم؟ هر چی میگفتم کلیشه ای بود. واقعا از صمیم قلب وفکرم نبود. اصلا راجع به این موضوع اینقدر جدی فکر نکرده بودم. ساکت بودم وهیچی نمی گفتم .در این سکوت صدای این سوال در ذهن تمام بچه ها شنیده می شد؟ هدف درس خواندن چیه؟ آقای شهرکی منو خیلی دوست داشت برای همین هم این سوالو از من پرسید تا تلنگری بشه که اصولیترو باهدف درس بخونم. من اونروز اهمیت این سوال رو درک نکردم اما بعد از پایان دوران دبیرستان فهمیدم که آقای شهرکی مهمترین سوال دوران تحصیلم و بزرگترین درس رو به من داد. هدف گرایی و تعقل در ریشه علت معلولها و صحبت از نظام علی ومعلولی درسهایی است که به یادگار از آن معلم فرزانه برای من باقی ماند. وقتی که یاد حرفهای آن معلم می افتم می فهمم که درسهای آن معلم اهمیتش از هر درسی بالاتر بود. حرفهای او ترکیبی از عرفان وعلم وعمل بود. بی نظیر بود. بسیاری از درسهایی که ساعتها برای آن وقت گذاشتم را در این سالهای اخیر فراموش کردم اما بعد از ده سال حرفهای آن معلم هم چنان در ذهنم زنده است .جای خالی او را امروز برای راهنمایی خود شدیدا احساس می کنم. [ چهارشنبه 11 شهریور1388 ] [ 14:6 ] [ رجب بزرگواری ]
انسان نخستین وانسان متمدن چشمهایت راببند مرغ خیال خود را از قفس آزاد کن.بگذار که بالهای اندیشه ات آزادانه در آسمان تخیل پرواز کند.می خواهیم با هم سفر کنیم برویم به دوردست های خیال برویم به گذشته های دور به روزهای نخستین.به روزهایی که انسان نخستین زندگی خود رادر این کره خاکی آغاز کرد تصور کن به جای انسان نخستین بودی بدون هیچ امکاناتی وهیچ دانشی تنها فکر وذکرت خوراک بود ومکانی برای ایمن بودن از شر حیوانات.تصور کن که لباست برگ درختان بود واسلحه ات چوبی از شاخه درختی کهنسال آن زمانی که اجداد ما در غارها می زیستند وشبها بر روی سنگ می خوابیدند هیچ چیز نداشتند جز نیروی قدرتمند مشاهده وتفکر.تنها علتی که آنها را به فکر فرو برد تا با مشکلات زندگی مقابله کنند وراهی پیدا کنند تا به کمک قوانین طبیعت بر سختی های روزگار چیره شوند شدت نیاز واحتیاج آنان بود.انسان نخستین با نگاهی متفاوت به طبیعت توانست آتش را کشف کند وخلق آن را یاد بگیرد سنگهای کوهها راآب کند وبرای خود ابزار آلاتی دفاعی وکاربردی بسازد.با مرور زمان آرزوهای آنان برای کسب موفقیتهای بیشتر فزونی گرفت واین میل خواستن آنان برای کشف علتها وپیداکردن راه حلها در مقابل مشکلات بود که آنان را در مسیر پیشرفت وتکامل ومتمدن شدن راهنمایی کرد.با گذشت زمان روز به روز فکرهای بیشتری به کار افتادند وانواع واقسام قوانین طبیعت را کشف کردندوبه کمک همین قوانین اکتشافی موتورهای خلاقیت بشر به کار افتادووسایل وتجهیزاتی رابرای بهتر زیستن آفریدند.به راستی چه اتفاقی افتادکه اینگونه انسان خود را از حیوان متمایز ساخت.در روز اول زندگی انسان شرایط برای انسان وحیوان یکی بود اما این انسان بود که نیازهای خود را شناخت وبه فکر فرو رفت ودنیای طبیعت و وحش را برای آنچه که در ذهن خود داشت پیمود و توانست آنچه راآرزو می کرد با تلاش خود به دست آورد.برای پی بردن به علت موفقیت وپیشرفت انسان باید بفهیم که تفاوت انسان وحیوان در چیست.وقتی که مصنوعات ساخت دست بشری را می بینیم جواب را پیدا می کنیم آری تفاوت همین است انسان قدرت خلق و آفرینش دارد. خداوند در روز ازل از روح خود در انسان دمیده واو را اشرف مخلوقات نامیده و این انسان است که با این قدرت الهی تصمیم میگیرد که جه جیزی را برای آسایش بهتر خود خلق کند. این قدرت خلاقیت است که با شکوفا شدن آن انسان نخستین عصر حجر را به انسان امروزی تبدیل کرده است. حال برگردیم به روزگار خودبه روزگاری که اطرافمان پر شده است از وسایل ارتباطی وآسایش. همه این امکانات در اختیار ماست امکاناتی که کوچکترین آن در زمان عصر حجر نبود.سوال اینجاست که آیا همه قوانین طبیعت کشف شده است وهیچ مشکل لاینحلی برای ما باقی نمانده است.هرگز اینطور نیست به نظر میرسد که با متمدن شدن بشر مشکلات نیز شکل دیگری به خود گرفته است وبا آفرینش مصنوعات بشری مشکلات ومسایل جدیدی زاییده شدند که دغدغه اصلی زندگی امروزه ما شده است.امروز وقت آن است که با فکر دیگر بار دیگر جوردیگر بیندیشیم. چشمهای فکرمان را از آلودگیها پاک کنیم وتنها ی تنها در راه رسیدن به جواب این مشکلات قدم برداریم.دست هایمان را ازیقه های دیگران برداریم ویقه خود را محکم بچسبیم که چرا نتوانستیم باشیم آنگونه که میتوانستیم باشیم.خداوند در نظام کاینات جهان جواب تمام سوالهای مارا قرار داده است این وظیفه ماست که باردیگر موتورهای خلاقیت را روشن کنیم.ازمشکلات مسیر زندگی نترسیم وبا انگیزه و تلاشی صدچندان در این جاده حرکت کنیم تا نظام آفرینش وتمتم کاینات هستی به کمک ما بیایند وما را در راه رسیدن به مقصد موفقیت راهنمایی کنند.کشور ماایران از لحاظ نیروی انسانی منابع طبیعی وموقعیت جغرافیایی کشور ثروتمندی است ما باید در این برهه زمانی نیازهای واقعی خودمان را بشناسیم وراه حلهای بهتری را برای حل مسایل خود پیداکنیم. رجب بزرگواری [ یکشنبه 18 مرداد1388 ] [ 3:39 ] [ رجب بزرگواری ]
خانم شکیبا از وبلاگ طرفداران مسعود ده نمکی نوشت:
سلام. به ما می گویند که به فکر همسایه خود باشیم تا شب سر گشنه بر روی بالشت نگذارد.اما ایا مسئولین به این فکر هستند؟ در روز چند کودک و نوجوان را می بینیم که به خاطر نداشتن خرج تحصیلی مشغول به کارهای دیگر و دست فروشی هستند.
پاسخ از رجب بزرگواری: درمورد ارزش پول باید بگویم که من سعی می کنم نیمه پر لیوان را ببینم نا نیمه خالی آن را از اینرو چند فایده مهم کم بودن ارزش پول را برای شما می گویم اول اینکه عاملی مهم در توسعه کمی وکیفی صادرات است.به دلیل پایین بودن ارزش پول ما مقدار سود انتظاری وقیمت تمام شده برای تولید کننده نسبت به کالای خارجی کمتر خواهد شد که این یک مزیت ویک استراتژی در بازرگانی کلان است.بالا رفتن ارزش پول در چنین شرایط اقتصادی ایران باعث تعطیلی اکثر کارخانجات وشرکتها خواهد شد .زیرا قیمت تمام شده کالا برای افزایش حقوق کارگر وهزینه های ثابت ومتغیر تولید کالا بالاتر خواهذ رفت وقدرت رقابت در بازارهای جهانی کمتر.ما باید اول زیر ساختهای اقتصادی را درست کنیم بعد به فکر بالا بردن ارزش پول باشیم. در مورد پول نفت باید گفت که خرج کردن این پول باید با هدفمندی بیشتری صورت بگیرد.حرکت ما برای صادرات محصولات نفتی به جای خود نفت باید بیشتر وبیشتر شود.در مورد کمک به کشورهای دیگر یک مثال می زنم اخیرا شرکت ایران خودرو کمک هزار میلیارد تومانی از دولت دریافت کرد.سوال اینجا بود که چرا ایران خودرویی که تنها یک رقیب در ایران دارد و همیشه عرضه آن از تقاضا کمتر است این چنین باید ضرر بدهد.بزرگترین دلیل آورده شده این بود که سرمایه گذاریهای ایران خودرو بدون حساب وکتاب در کشورهای دیگر با دستور دولتی عامل کم اوردن نقدینگی وضرر ایران خودرو گزارش شده بود.این یک نمونه مشت بود از خروار.البته این نیمه خالی لیوان است نیمه پر را از زبان آقایان دولتیها بشنوید.در سیاستهای کلان حکومتی گاه حرکتهایی صورت میگیرد که هیچ توجیه اقتصادی ندارد وتنها منافع سیاسی مد نظر است. حال اینکه این موارد چه قدر است حقیقتا من از عمق آن بی خبرم. درمورد کم شدن قدرت خرید مردم نیز باید گفت این به دلیل سیاستگذاریهای غلط دولتی است که باید اصلاح شود. این قضیه دلایل زیادی دارد که در این جوابیه کوتاه نمی گنجد.از طرفی من خواهش میکنم از همه عزیزان در مورد عنوان این وبلاگ کمی بیشتر اندیشه کنند.هدف ما ارائه راهکار وپیشنهادهای سازنده است نه شمردن یک یک مشکلات ومسایل ایران. درمورد حقوق فوتبالیستها باید بگویم که این یک معضل جهانی است و لیگ ایران برای حفظ بازیکنان وقدرت رقابت در فوتبال چاره ای جز این ندارد. شما نمیتوانید بازیکن خوبی را به قیمت پایینی خریداری کنید چون خیلی زود سر از کشورهای عربی در می آورد.دلایل بالا بودن قیمت بازیکنان دلایل اقتصادی ندارد وباید آن را در سیاستهای باشگاهها و ورزش کشور دنبال کرد. واگذاری تیم های دولتی به بخش خصوصی می تواند این هزینه ها ی از جیب بیت المال را به بخش های عام المنفعه دیگری هدایت کند. درمورد ازدیاد شغلهای کاذب تنها می توانیم آرزو کنیم که سیاستهای رهاسازی مردم وتولیدیها وکارخانجات و شرکتها به حال خودشان توسط دولت تغییر کند تا شاهد ایجاد شغلهای با ثبات به جای انتخاب شغلهای کاذب توسط مردم وجوانان باشیم.
[ یکشنبه 11 مرداد1388 ] [ 14:8 ] [ رجب بزرگواری ]
بازار کالاهای مذهبی چینی در مشهد
توجه توجه: همشهریان وهم وطنان عزیز بازار کالاهای مذهبی مشهد هم در تصرف چینیها درآمد.این خبری است که منبع آن همین وبلاگ است. بازار مشهد به عنوان یکی از قطبهای اقتصادی واستراتژیک مهم ایران محلی مناسب برای عرضه انواع کالاهای تولیدی می باشد.تولیدکنندگان زیادی در سراسر ایران ومشهد نیازمند واقعی این بازار مهم می باشند. به لطف برکت وجودی آقا امام رضا مشهد در تمامی فصول سال میزبان خیل انبوه زائران ومسافران عزیز رضوی است.طبق رسم ورسوم های خاصه ایرانیها همه زائران ومسافران کالاهایی را به عنوان سوغات ویادگاری از مشهد خریداری می کنند.این پتانسیل بالای بازار باعث ایجاد خود اشتغالی های بسیاری در سطح تولیدیهای کوچک وبزرگی شده که عامل اشتغال مستقیم بسیاری ازجوانان مشهدی گردیده است.علاوه برآن بازار تولیدکننده های بسیاری در سراسر ایران در تمامی صنف ها رابطه مستقیمی با بازار مشهد دارند.چینیها با هدف گرفتن بازار مشهد علاوه بر تولید انبوه کالاهای عمومی که از قدیم برای بازار مشهد برنامه ریزی کرده بودند در این سالهای اخیر کالاهایی را منقش به بارگاه امام رضا واسم ائمه واماکن زیارتی شیعیان مورد هدف قرار دادند. تابلوها وشب خوابها وساعتهای رومیزی و ماکتهای حرم های شریف وحتی تسبیح را در طرحها وقیمتهای مختلف که همگی نشانی از اماکن یا نامهای متبرک ائمه دارند روانه بازار مشهد کردند.این نکته از چند جنبه باید مورد توجه قرار بگیرد. 1. باید اعتراف کنیم که چینیها بازاریابی وبازار شناسی خیلی قوی دارند 2. غیرت ما به کجا رفته است که اسامی ائمه وماکت های حرم معصومین وحتی کعبه توسط غیر مسلمانان مورد بهره برداری تجاری قرار بگیرد 3. مسوولان بازرگانی وتوسعه صادرات وحمایت از کالای داخلی کجا هستند؟ 4. با ورود این کالاها تولید کننده ها ی کالاهای دیگر نیز ضررمی کنند 5. زائران ومسافران مشهد به جای انتخاب کالاهای دیگر قطعا به دنبال کالاهایی هستند که نشانی از مشهد داشته باشد 6. انتخاب این نوع کالاهای مذهبی چینی تقاضای دیگر کالاها راکاهش خواهد داد 7. تولید هر نوع از این کالاها نیازمند هزینه های بالایی است که عملا تولیدکننده های کوچک ایرانی از عهده آن بر نمی آیند 8. چینیها علاوه بر مشهد شهرهای بزرگ دیگری را از همین طریق در سراسر جهان مورد هدف قرار دادند 9. به عنوان مثال یک شب خواب که منقش به بارگاه امام رضا می باشد در کشورفرانسه منقش به برج ایفل می باشد 10. همان شب خواب حداقل بیست نوع طرح با نقشهای مختلف برای شهرهای مختلف جهان طراحی شده است 11. صنعت قالب سازی صنعتی است که چینیها ازآن بیشترین سود را می برند 12. یکی از اهداف بلند مدت استراتژیک بازرگانی ایران باید توسعه و بهینه سازی ومکانیزه کردن بیشتر صنعت قالب سازی باشد 13. ساعت سازی و تابلو سازی و اسباب بازی ودکوریجات وبدلیجات وکالاهای تزئینی و... نمونه هایی از صنعت قالب سازی می باشند 14. چینیها مواد اولیه را از ایران می خرند و آن را چند ده برابر به خودمان می فروشند 15. اخیرا شنیدم چینیها دستگاه خرد کردن بطریهای پلاستیکی نوشابه را به تهران آوردند تا این ماده اولیه آلی را تقریبا رایگان از ایران به یغما ببرند 16. ما به نفت خود می نازیم آنها به قدرت هوش بازرگانی خود 17. ایرانی که توانست هسته ای شود اگر بخواهد می تواند تجاری هم شود 18. آنها به کجا می روند وما به کجا می رویم؟ 19. وظیفه وراهکار ما چیست؟ [ چهارشنبه 7 مرداد1388 ] [ 19:55 ] [ رجب بزرگواری ]
خانم اشک از وبلاگ طرفداران مسعود ده نمکی نوشت:
سلام امروزه یکی از مشکلات ایران طلاق است امار طلاق در کشور ما به قدری بالا رفته که دیگر نگران کننده شده است .من می خواهم یکی از دلایلی که بیشتر در این مبحث رایج تر است را برای شما متذکر شوم .ازدواج سنت پیامبر(ص) است هر کسی با این سنت حسنه نیمی از ایمان خود را کامل می کند .وقتی دختری می خواهد به خانه بخت برود از نظر خود باید چنان جهیزیه ای ببرد که حتی در خانه پدرش هم نبوده و نداشته است.بعد از کرفتن عروسی و بردن جهیزیه 2 جوان وارد زندگی زناشویی می شوند ولی بعد از مدتی شاهد جدایی این دو جوان می شویم .حال سئوالی پیش می اید.چرا اين دو که در زندگي کمي و کاستي نداشته اند کارشان به اينجا کشيده شده است؟جواب اينجا است که اين دو به خاطر اينکه همه چيز دارند مي خواهند جدا بشوند چون چيزي نمانده است که انها براي بدست اوردن ان تلاش کنند چون در زندگي همه چيز داشتند براي چي و کي تلاش کننداگر فکر مي کنيد اين حرف ممکن است اشتباه باشد يک نگاهي به زندگي پدران و مادران خود بيندازيم متوجه اين قضيه خواهيم شد.چرا زندگي پدران و مادران ما به اين راه جدايي کشيده نشده است چون ان زمان اينکه دختر چنان جهيزيه اي ببرد و... رسم نبوده است .به همين دليل زندگي انها دوام و پايداري داشته است.حتما مي پرسيد چرا؟چون انان در اول زندگي مشترک خود چيزي نداشته اند و براي خواسته هاي خود تلاش کردند تا انها را بدست اورند براي مثال يخچال خوبي نداشتند پدر کار کرده تلاش کرده تا توانست يک يخچال خوب بخرد و همين طور براي خواسته هاي مشترک خود به تلاش پرداختند به همين دليل است که هنوز که هنوز است سال ها و ماه ها مي گذرد و زندگي انها دوام دارد. پس نتيجه مي گيريم زندگي که خود با تلاشمان بسازيم محکم تر و استوار تر از زندگي است پدران و مادران ما براي ما بسازند. البته این یکی از مشکلات طلاق بود که من متذکر شدم.مشکلات دیگری هم هست سو تفاهم پیش نیاید.
پاسخ رجب بزرگواری با سلام به خانم اشک وتشکر از مطلب ارسالی شما: اینکه امروز می بینیم آمار طلاق نسبت به قدیم افزایش یافته است نتیجه یک سری مسایلی است که به طور زنجیروار به هم متصل هستند.شروع یک زندگی که در ابتدای آن تمامی امکانات اولیه زندگی فراهم شده باشد به خودی خود مشکل ساز نیست .سوال اینجاست که اگر همان جوانان با حداقل شرایط وامکانات زندگی خود را شروع می کردند آیا زندگی بهتری داشتند؟.وکارشان به طلاق نمی انجامید؟ حقیقت این است که تلاش برای زندگی بهتر در هیچ شرایط ایده آلی هیچ منافاتی با داشتن امکانات اولیه ندارد. این که می بینیم اکثر پدران ومادران ما زندگی را با حداقل امکانات شروع کرده اند ونسبت به جوانان امروزین زندگی بهتر وسازگارتری دارند دلایل دیگری دارد که باید ریشه علت آن را در نوع نگاه آنان به مشکلات ومسایل زندگی جستجو کرد.امروز نیازها وسلایق وسطح توقعات جوانان ما رنگ دیگری به خود گرفته است.نوع لباس نوع تفریح نوع آرزوها وحتی کیفیت غذاهای روزانه مان نسبت به پدران ما عوض شده است.چشم وهم چشمی در بین آشنایان تبدیل به مسابقه ای بدون خط پایان شده است. که تمامی این مسایل ومشکلات روزمره زندگی باعث فراموشی در هدف اولیه تشکیل خانواده وزندگی مشترگ گردیده است. به نظر من علت اصلی طلاق این است که عشق از میان برداشته شده است. کلید اصلی حل این مسایل عشق است امروزه می بینیم که پرداختن بیش از اندازه به امور مادی باعث کمرنگ شدن این حقیقت فنا ناپذیرشده است.اعتیادو بیکاری و عدم تفاهم و تناسب و تمکین و شناخت ودرک طرفین که امروز ازآن به عنوان عوامل طلاق یاد می شود خود ریشه در نبود عشقی واقعی دارد.عشق داشتن به هر کاری باعث پیروزی وموفقیت درآن کار می شود .وزندگی مشترک بایدبر مبنای عشقی بالاتر از تمامی امور مادی بنا شده باشد در غیر این صورت محکوم به نابودی است. تلاش برای فراهم کردن زندگی بهتر حتی در بهترین شرایط ورفاه زندگی هم صورت میگیرد اما اگر عشقی در کار نباشد هیچ چیز نیست.به قول استادشیرین سخن الهی قمشه ای عشق است که آب حیات واکسیر محبت و گنج بی پایان وعلت همه معلولها است.استاد قمشه ای درجایی به کنایه می گوید در این اواخر گاهی می شنیدیم که فلانی مجنون محبوبی و عاشق جگر سوزی شده است .اما این روزها خبر عاشق شدن دیوانه وار کسی کمتر به گوش ما می رسد. [ شنبه 3 مرداد1388 ] [ 21:0 ] [ رجب بزرگواری ]
مرتضی نوشت:
سلام. پاسخ رجب بزرگواری: سلام آقا مرتضی نتیجه اینکه تا زمانی که ما این ترس کاذب را در ذهن خود داشته باشیم و ........حرفهای خود را نگوییم .این حرفها ناگفته باقی خواهند ماند.هدف همه ما باید این باشد که از میان این بحثها نتیجه ای را گلچین کنیم که به نفع ایران باشد. [ دوشنبه 29 تیر1388 ] [ 21:22 ] [ رجب بزرگواری ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||